ال آیال آی، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

ال آی سفید برفی

خاطرات آبان 1392

چهارشنبه 2 آبان - کلاس داشتم و باید میرفتم مدرسه و از طرفی بابا و علی به جشن سالگرد تاسیس  بیمه ایران  دعوت بودن که تو رو گذاشتیم خو نه ی  خاله نعیمه که با ارمیا بازی کنی .البته بماند که شب ساعت 9.5 آوردنت و کلی دلم برات تنگ شده بود و خاله جون هم به مناسبت عید غدیر برا بچه ها عیدی خریده بود و همگی هم شب اومدن خو نه ما ،کلی خوش گذشت . فردا هم خو نه خاله خودم سفره دعو تیم که باز مجبورم بذارمت پیش علی و بابا.   جمعه 3 آبان همگی رفتیم وادی رحمت سر خاک بابا بزرگ که خدا رحمتش کنه ،عمرش به دنیا نبود و تو رو اصلا ندید . موقع برگشتن همه بچه ها رو بردیم کوه عون ابن علی ( اولین کوه رفتنت بود ) قربون پاهای...
8 بهمن 1392

سور خانوادگی به خاطر گرفتن وام بابا

٢٩ آبان ١٣٩٢ .چهار شنبه خدارو شکر بعد از ماهها بقیه ی وام بابا به دستمون رسید .مام به خاطر این خبر خوب آنا اینا وخاله هارو برا شام دعوت کردیم اتفاقا تولد ارمان  (پسردایی ال ای وعلی )هم بود وبا یک تیر دو نشون زدیم .   شب خیلی خوبی بود خداروشکر . خدا یا شکرت . دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت       دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور ...
8 بهمن 1392
1